جومپا لاهیری با داستانهای محبوبش نشان داده قصهگوی شیرینسخنی است؛ با چشم و گوشی باز که گاه جنبهی خاصی از زندگی روزمره را میبیند که آدمها بهراحتی از کنارشان میگذرند.
لاهیری اینبار در رمان پاتوقها از دریچهی تازهای به زندگی روزمره نگاه میکند و نشان میدهد که آدمی را میشود از روی پاتوقهایش و جاهایی شناخت که مرتب به آنها سر میزند.
او درعینحال سربسته میگوید که گاهی بد نیست زمینِ بازی را عوض کنی، دل به دریا بزنی و به مکانهایی ناشناخته پا بگذاری تا زندگیات رنگوبو و جان تازهای بگیرد.
جومپا لاهیری با داستانهای محبوبش نشان داده قصهگوی شیرینسخنی است؛ با چشم و گوشی باز که گاه جنبهی خاصی از زندگی روزمره را میبیند که آدمها بهراحتی از کنارشان میگذرند.
لاهیری اینبار در رمان پاتوقها از دریچهی تازهای به زندگی روزمره نگاه میکند و نشان میدهد که آدمی را میشود از روی پاتوقهایش و جاهایی شناخت که مرتب به آنها سر میزند.
او درعینحال سربسته میگوید که گاهی بد نیست زمینِ بازی را عوض کنی، دل به دریا بزنی و به مکانهایی ناشناخته پا بگذاری تا زندگیات رنگوبو و جان تازهای بگیرد.